شادى نفيسى

111

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

مقدمه در فصل اول به اختصار ، ويژگىهاى تفسير معاصر برشمرده شد و نتيجه گرفته شد كه مىتوان اين ويژگىها را در يك نكته ، يعنى « عقلگرايى » خلاصه كرد . چنان كه تبيين شد ، عقلگرايى در جهات گوناگون نمودى روشن دارد : در معتبر دانستن يافته‌هاى علوم به عنوان مظهر تجلى عقل بشر ، در جرأت يافتن براى بررسى آيات قرآن ، مستقل از حديث و آراى گذشتگان ، و در اتكا به پيش فرض‌ها و اصول و مبانى عقلى در تفسير . اكنون در اين فصل مىكوشيم تا نمونه‌هايى از اين رويكردها را - تا آن جا كه مجال اين پژوهش اجازه دهد - بنمايانيم . بدين منظور دو موضوع مهم قرآنى را برگزيديم و در هر موضوع محورهايى را براى تحقيق در نظر گرفتيم . در بخش اول ، تفسير آياتى از قرآن را برگزيديم كه در آنها از طبيعت و علوم سخن گفته شده و گوياترين و مشخص‌ترين بخش قرآن به شمار مىآيند و امكان بهره بردن از دانش در تفسير آن ، بيش از هر جاى ديگر از اين كتاب الهى ، وجود دارد . ما در اين بخش ، نخست كوشيده‌ايم تا نظر مفسران را دربارهء عقل و علم به دست آوريم و سپس وارد تفسير آيات شويم كه در اين مورد نيز دو نوع ارتباط با علم بررسى شده است : اول ، مواردى كه آيات با يافته‌هاى علمى كمال هماهنگى را دارند و مفسران مىتوانند از علم براى تفسير بهره برند . دوم مواردى كه به علت ناهمخوانى بين تفسير آيات و علم ، اين استفاده امكان‌پذير نيست و بايد در حل اين اختلاف كوشيد . ارتباط علم و دين از مهم‌ترين موضوعاتى است كه از ابتداى مواجههء جهان اسلام با علم و تمدن مغرب زمين ، ذهن انديشمندان مسلمان را به خود مشغول كرده است . پيش از اين ، متكلمان مسيحى به اين بحث پرداخته بودند و به تناسب موارد ، راه‌حل‌هايى را نيز ارائه كرده و احيانا به طرفدارى از يكى از دو طرف علم يا دين ، راه خود را